محمد مهدى ملايرى

108

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنها از دارائى على بن يحيى پرداخت مىگرديد . ابو معشر منجم از خراسان به بغداد آمد كه به حج برود ؛ تا اين هنگام او چيز زيادى دربارهء نجوم نمىدانست ؛ وصف اين كتابخانه را كه شنيد به آنجا رفت و آن را ديد و از وضع آنجا در شگفت شد ، از حج منصرف گرديد و همانجا اقامت گزيد و به تحصيل علم نجوم پرداخت تا در آن به سرحد كمال رسيد ، و اين آخرين پيوند وى با حج و دين و همچنين اسلام بود . اين على بن يحيى المنجم در امر تأخير نوروز در زمان متوكل و معتضد هم دخالت داشته و بيرونى دو قطعه شعر از او در همين زمينه خطاب به معتضد نقل كرده است « 1 » كه در جاى خود از همين فصل خواهد آمد . وى در سال دويست و هفتاد و پنج هجرى قمرى بدرود زندگى گفت و از وى چهار پسر بر جاى ماند با نامها و كنيه‌هاى زير : ابو عيسى احمد و ابو القاسم عبد الله و ابو احمد يحيى و ابو عبد الله هارون . نوشته‌اند كه هارون كتابهاى زيادى تأليف كرده بود . « 2 » پسران على بن يحيى از پسرهاى على بن يحيى نام ابو احمد يحيى بن على بيش از ديگران در زمرهء علماى زمان و مقرّبان خلفا برده شده ، وى در سال 241 هجرى زاده شده و در سال 300 هجرى بدرود زندگى گفته است . ابو احمد همنشين و نديم موفق خليفهء عباسى و خلفاى پس از او شد . از عالمان معتزلى مذهب بود و در محضر خلافت مجلس درسى داشت كه گروهى از متكلمان در آن حاضر مىشدند . و وى در شرح حال شاعران عرب كه هردو دوران اموى و عباسى را درك كرده بودند كتابى به نام كتاب الباهر تأليف كرد كه نتوانست آن را به پايان برساند و پسرش احمد آن را تمام كرد . احمد نيز از عالمان علم كلام و فقه بود و كتابهاى چندى هم تأليف كرده بود كه يكى از آنها كتابى بود در شرح حال دودمان خودش و اصل و تبار ايرانى آنها . و چند كتاب ديگر در فقه بنابر مذهب ابو جعفر طبرى كه

--> ( 1 ) . الآثار الباقية ، ص 33 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 143 .